![]()
![]()
![]()
فرياد مي زنم اجازه بده فرياد بزنم....
شايد اينگونه همه بفهمند دلم چقدر پراست...
بهم نگو اشك نريزم اشك ريختن هنر ميخواهد اشك ريختن دل مي خواهد ولي من چه كنم با دلم؟/...
تو بگو چه كنم با دلم؟ ..
دلي كه زماني خانه ترانه بود
ولي حالا ساكت واروم شده مثل يك بچه ي سر به راه
تو راست ميگفتي دوست داشتن دل مي خواهد
دوست داشتن عشق مي خواهد
حالا ميخواهم لابه لاي حرفهاي
قشنگت بهم بگي، بهم بگي،
دوست داشتنت چرا اينقدر گران بود؟
و دل من چرااينقدر پيش دوست داشتن تو مفت بود.؟.
حالا كه رفته اي
حالا كه اسان حرف از فراموشي يادها وخاطره ها زدي....
برگرد نه نمي خواهم بماني برگرد وكابوس رفتنت را هم باخودت ببر...
نگذار كابوس رفتنت مثل عشقت ارامشم را بگيرد ..
حالا كه امدي خوش امدي فقط بيا كمي به اندازه ثانيه اي
كنارم بنشين تا باهم كلاغ پر بازي كنم ...
اول من شروع كنم..
ارامش من پيش عشق تو پر
فرياد من پيش لبخند تو پر...
شادي من پيش غم تو پر///
خواب شبانه هايم پيش رويايي عشقت پر...
وجود من پيش رفتن تو پر....
عزيزم،ديدي چگونه تمام هستي من بارفتن تو رفت...
خوب شد امدي تا نشانت بدهم رفتن زندگيم را
باز كه رفتي باز كه سرم به كلاغ پر سرگرم شد وتو رد خاطره هايت را گذاشتي ورفتي..
رفتي ولي مگر براي بردن كابوس رفتنت نيامده بودي
پس چرا نبردي ؟،چرا عشقت هنوز هست؟؟؟
عزيزم ديگر نيا،
ديگر نيا، بگذار كابوس رفتنت بماند من به كابوس رفتنت هم راضي هستم
فقط ديگر نيا...
رويا